اگر میوه می‌خواهید، وجود ندارد (وقتی با اشکال در بی ثمره بودن بحث مواجه می‌شد)

عقل ابوعلی سینا هم به این بحث، نمی‌رسد (در مورد برکاتِ گریه بر مصائب ابا عبدالله(ع))

ما فقه می‌خوانیم، عقل نداریم که شما از عقل صحبت می‌کنید (وسط بحث روایی، مستشکل با بحث عقلی اشکال کند)

وقتی یکی اشتباه می‌کند بقیه هم مثل گوسفندان به دنبالِ آنها می‌دوند البته شأن فقها اجلّ از این است

پنیر و خامه و کره همه محصول شیر است، اما هر کدام اسمی دارد (وقتی کسی چند مطلب را با هم مخلوط می‌کند)

ما پیرمردها که بازنشته شدیم اما اگر به مجردِ بوسیدنِ زن، شخص جنب شود، اکثر 99.5% مردهایی که با خانم‌ها دست می‌دهند باید شلوارشان را خراب کنند

پس إنما المؤمنون إخوة چه می‌شود؟ (دلیل مستشکل به اشکالش ارتباط نداشته باشد)

یا تعطیلات زیاد شده که حواستان پرت است؛ یا باید روی تخته سیاه بنویسیم (موردی که چند طلبه گفتند: شما چند دقیقه قبل، چنین حرفی گفتید؛ اما استاد نمی‌خواست این حرف را بپذیرد)

سیدنا الاستاذ در قاعدة ید می‌گوید: فقه را اینقدر اینطرف و آنطرف نکشید؛ وقتی نص هست، جای عقل نیست

تقبیل (بوسه) بدون شهوت، کار انسانهای بی‌کار است

برخی خیلی عجله دارند، با یک تقبیل(بوسه)، انزال می‌شوند

البته به مناسبت مباحث استمناء و امناء و جماع که جزء محرماتِ احرام است، تکه‌های زیادی بود که دیگر جایش توی وبلاگ نیست.