گزارش جلسه دوم ديدار با محمدرضا نكونام

گزارش جلسه دوم ديدار با محمدرضا نكونام

اين جلسه كه با حضور تقريبا دوبرابر خانمها نسبت به آقايان تشكيل شده بود، يك كمي مطالب علمي بيتشري نسبت به جلسه قبل داشت.

 

مطالب علمي جلسه «غنا و موسيقي»:

·         * به عنوان اوليه ايشان هيچ دليلي براي حرمت غنا و موسيقي نيافته است. زيرا ادله مختلفي كه ديگران به آن استناد كرده اند، يا ضعف سندي دارد و يا ناظر به مجالسي بوده كه شرابخواري و قماربازي و رقاصي و زنا و موسيقي با همديگر در كنار هم موجود بوده است.

·                * به نظر ايشان عنوان ثانويه مثل فساد اخلاقي و زنا و شرابخواري و قماربازي و ... اگر با موسيقي همراه شد، آنرا حرام مي كند. البته ملاك فساد و ... خود مكلف است نه نوع افراد.

·                 * اصل اولي در تعبديات، حذر است مگر اينكه دليل خاص صادر شود.

·              * اصل اولي در غيرتعبديات، اباحه و حل است، مگر اينكه دليل خاصي به دست ما برسد.

مطالب حاشيه جلسه «نا و موسيقي» :

·                 * اشتباهات تجويدي غير مخلّ در نماز جماعت حرم امام رضا (ع). (البته این مطلب را من از چند نفر دیگر هم شنیده بودم)

·                 * تا كنون شيعه در غم و اندوه بوده است و اساسا به دنبال شادي كردن نبوده اند.

·                 * فقها بايد در موضوع شناسي موسيقي، توانا باشند تا بتوانند فتواي درستي ارائه كنند.

اين جلسه خيلي حاشيه باحال نداشت؛ فقط نكته مهمش اين بود كه آيت الله نكونام، به گفته خودش، چند تا نتيجه از اين جلسات گرفت:

1-            * قم فضاي بازي دارد.

2-            * فضاي علمي مشهد، بسته است.

3-            * در جلسات دفتر تبليغات صحبت كردن حاشيه اي، اسراف بيت المال است.

حالا بازهم خوبه كه ايشان این چندتا نتيجه را از اين سفر و اين مناظره ها، گرفت و به قم برگشت. 

گزارش جلسه اول ديدار با محمدرضا نكونام

همانطور كه قبلا قول داده بودم ميخوام گزارشي از جلسات آيت الله نكونام را ارائه كنم.

مطالب علمي جلسه «جايگاه عقل در مسائل مستحدثه»

* مثلث فقه سه ضلع دارد: 1- موضوع شناسي؛ 2- ملاك شناسي؛ 3- حكم شناسي.

* عقل در بخش ملاك شناسي مي تواند عرض اندام كند.

مطالب حاشيه جلسه «جايگاه عقل در مسائل مستحدثه»

* علم ائمه با اينكه به مايكون و ماكان تعلق ميگيرد و لي نسبي است.

در حوزه نبايد كليات ابوالبقاء سرهم كنيم.

* 70% فقه، پيرايه است.

* در اين 1434 سال بيش ازآنكه خورده ايم، دزديده اند.

* چرا خرافات را با نام حديث به خورد مردم ميدهند؟ (اشاره به احاديث ذيل: الفقر فخري منسوب به پيامبر(ص) / بخشش انگشتر قيمتي در نماز توسط حضرت علي (ع) / در آوردن تير از پاي اميرالمومنين در حال نماز)

* حوزه علميه كاري براي نظام نكرده است. (نويسنده: البته اين حرفها را براي اين ميزنند تا كوتاهي ديگران به اسم علما تمام شود.)

* اجراي حدود شرعي مشروط به آن است كه عدالت اجتماعي و اقتصادي برقرار شود سپس اگر كسي تخطي كرد، حدّ شرعي بر او اجرا گردد.

* فقها از دم؛ گل و مولي كار كرده اند.

* مردم مثل كبوترند، نگذاريد بپرند؛ بلكه بايد به ما عادت كنند و جلد شوند.

* حاجي يك جمله اي هم گفت كه برخي از حضار خيلي حال كردند: «تو خودتون بريد؛ چند تا گزاره داريد؟»

* يكي از كارهاي مهم دوران مسئوليت در اسفراين را هم اينطور مطرح كرد: من خودم داخل زندان به زندانيان ترياك مي دادم تا بدانند، ما پشت آنها هستيم.

البته یکی دو سه نفر (ناصری و الهی و یکی دیگه) هم اشکالاتی مطرح کردند و ایشان هم دوباره حرف خودش را مطرح می کرد.

ديدار با محمدرضا نكونام

چند روز قبل دفتر تبليغات مشهد، چند تا جلسه با آيت الله نكونام برگزار كرد. اين جلسات نكات جالبي داشت هم از لحاظ علمي و هم از لحاظ حاشيه ها. البته ازآنجا كه ما ايراني ها بيشتر با حاشيه حال مي كنيم تا با اصل، ايشان هم پياز داغ حاشيه ها را بسيار زياد كرد تا جمعيت بيشتر حال كنند.

البته ترفند حاجي درست جواب داد؛ چون جلسه اول فقط يكي از خانمهاي حوزه علميه شركت كرده بود، ولي جلسه دوم كه من طبق معمول دير رفتم، بيش از نيمي از جمعيت را خانمهاي حوزوي تشكيل داده بودند كه براي من تعجب برانگيز بود. چون اكثر خانمهاي حوزوي با مباحث روشنفكري خيلي جور نيستند.

سال 90 سال عجيب!

هر از گاهي پيامكي مي آيد كه امروز فلان مطلب عجيب رخ مي دهد كه هر هزار سال يكبار اين طور مي شود و ...

در برخي موارد اين ادعاها قابل تحقيق نيست و براي همين مردم به طور عجيبي آن اس ام اس را براي هم ارسال مي كنند.

امروز يكي از همان اس ام اس ها به دستم رسيد:

سال 90 سال عجيبي است؛ دو رقم آخر سال تولدت را به اضافه سن خودت بكن، مجموعش مي شود ‹‹90››. اين اتفاق عجيب، هر 832 سال يكبار رخ مي دهد.

در نگاه اول، رخداد مهمي به نظر مي رسد ولي با كمي دقت درمي يابيم اين اتفاق در هر سال مي افتد، براي مثال كسي كه متولد سال 1360 است، به ترتيب ذيل عمل مي كند:

در سال 1389:  89 = 29 + 60

در سال 1390: 90 = 30 + 60

در سال 1391:  91 = 31 + 60

پس در اين مورد، هيچ تفاوتي ميان سالها وجود ندارد. بله اگر كسي بخواهد حتما جمع سال تولد و سنش ‹90› بشود، بايد صد سال ديگر صبر كند تا در سال 1490 شمسي به اين مهم دست يابد.