خلاصه تفسیر موضوعی قرآن
مقدمه با وجود پیشرفتهای تحسین برانگیز بشر در علوم مادی، بشر امروز هنوز با خلأهای معنوی مواجه است که نتوانسته آنها را تأمین کند. خالق هستی، تنها راهِ تسکین این دردها و خلأها را، ارتباط با خالق معرفی میکند. امروزه تنها کتاب آسمانی که میتواند ادعای ایجاد ارتباطِ صحیح میان مخلوق با خالق را داشته باشد، قرآن کریم است زیرا همانطور که میدانید قرآن دارای ویژگیهای ذیل است: هیچ انحرافی در آن راه ندارد؛ سراسر نور است؛ علم و تزکیه را در کنار هم معرفی میکند؛ سراسر شفای امراز مادی و معنوی است؛ علومی که برای بشر قابل دستیابی نیست را بیان میکند؛ (قیامت، تاریخ، قانون، آینده) از جامعیت منحصر به فردی برخوردار است. نمونههایی از جامعیت قرآن أفلا ینظرون الی الابل / أفلا ینظرون الی السماء اقیموا الصلاة / اقیموا الوزن برابری تکرار واژگان: دنیا و آخرت هر کدام 115 مرتبه نگاه دقیق به مسائل ریز اجتماعی مانند: 8 دستور برای سخن گفتن با مردم 1. دوستانه «قولوا للناس حُسنا» 2. کریمانه «قولا کریما» 3. محکم و مستدل «قولا سدیدا» 4. نرم و متین «قولا لینا» 5. پسندیده «قولا معروفا» 6. گویا و رسا «قولا بلیغا» 7. گلچین کلمات و معانی «یقولوا التی هی احسن» 8. صادقانه «لِمَ تقولون ما لا تفعلون» مهجوریت قرآن قرآن مجموعهای از آیات است آیه به معنای نشانه است نشانه برای نشان دادن راه است نه برای نشستن زیرِ تابلوی نشانه! پیشنیازهای فهم قرآن 1. آشنایی با ادبیات عرب 2. شناختِ شأن نزول «لا جناح علیکم ان یطوف بهما» 3. کمکگیری از روایات «فلینظر الانسان الی طعامه» 4. استفاده از دانشمندانِ متخصص در فهمِ قرآن 5. استفاده از حجت باطنی (عقل) تذکر یک نکتة مهم ایمان به وحی، به معنای نادیده گرفتن ابزار مادی و نفی حس و عقل و علم و تجربه نیست، بلکه در آموزههای اسلامی، عمل مطابق هر دو طرف، سفارش شده است. «لله حجتان، حجة الباطن العقل و حجة الظاهر الأنبیاء» «خدا دو حجت دارد، حجت باطنی که عقل است و حجت ظاهری که انبیاء هستند» بخش اول ذَلِكَ: آن لَا رَيْبَ: هیچ شکی نیست الَّذِينَ: کسانیکه يُؤْمِنُونَ: ایمان میآورند يُقِيمُونَ: برپا میدارند رَزَقْنَا: روزی دادیم مَا أُنْزِلَ: آنچه نازل شده يُوقِنُونَ: یقین دارند كَفَرُوا: کفر ورزیدند سَوَاءٌ: مساوی است أَنْذَرْتَ: بترسانی آنها را خَتَمَ: مُهر زده است سَمْع: گوش أَبْصَار: چشم غِشَاوَةٌ: پرده عَظِيمٌ: بزرگ يَقُولُ: میگوید آَمَنَّا: ایمان آوردیم يُخَادِعُونَ: نیرنگ میزنند مَا يَشْعُرُونَ: نمیفهمند زَادَ: افزود يَكْذِبُونَ: دروغ میگویند لَا تُفْسِدُوا: فساد نکنید آَمِنُوا: ایمان بیاورید آَمَنُوا: ایمان آوردند لَا يَعْلَمُونَ: نمیدانند لَقُوا: ملاقات میکنند خَلَوْا: خلوت میکنند مُسْتَهْزِئُونَ: مسخـــــره کنندگان يَمُدُّ: یاری میدهد يَعْمَهُونَ: ســـــرگردان میشوند اشْتَرَوُا: خریدند مَا رَبِحَتْ: سود نکرد مُهْتَدِينَ: هدایت شدگان موضعگیری انسانها در برابر وحی 1) ایمان آوردند؛ (4آیه از سورة بقره) 2) به خاطر لجاجت کفر ورزیدند؛ (2آیه از سورة بقره) 3) از روی نفاق، اظهار ایمان کردند؛ (13آیه از سورة بقره) [4) نسبت به وحی شک داشتند.] الم (1) ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (2) الم (1) آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است. (2) 1) در همه جای قرآن، پس از حروف مقطعه، سخن از قرآن و نزول وحي است. 2) قرآن کتاب هدایت است، اگر به موضوعات دیگر (پزشکی، طبیعت، نجوم) پرداخته است، برای توجه دادن به علم و قدرت و حکمت خداست. 2) «لا ریب فیه» یعنی حقانیت قرآن به اندازهای استوار است که پس از تحقیق و تأمل، هیچ شخصی در آن شک نمیکند. الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (3) (پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب [آنچه از حس پوشيده و پنهان است] ايمان مىآورند و نماز را برپا مىدارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند. (3) 1) نماز، به خاطر نیاز ما به خداست نه نیاز او به ما. 2) اگر همه به خدا پشت کنند، مانند آن است که به خورشید پشت کنند، زیانی به خدا نمیرسد بلکه از نور او بهره نمیگیرند. 3) نماز انسان را از فحشا و منکر باز میدارد چنانکه پوشیدن لباس سفید انسان را از نشستن روی زمین بازمیدارد. 4) نماز و انفاق، خلأهای روحی شخص و اقتصادی جامعه را ترمیم میکند. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (6) كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمىكند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى ايمان نخواهند آورد. (6) 1) این آیه مختص کسانی است که لجوجانه به اسلامستیزی روی آوردهاند، چنانکه قوم هود گفتند: «سواء علینا أ وَعظت أم لم تکن من الواعظین»! [2) مرتد که احکام خاصی برای او مطرح شده است، همان شخصی است که از روی عناد منکر ضروریِ دین بشود، وگرنه اگر واقعا کسی شک داشته باشد، هیچ یک از احکام ارتداد بر او جاری نمیشود.] ويژگي هاي قلب سليم الف)قلبي كه در آن جز خدا نيست؛ ب)قلبي كه پيرو حق و تسليم آن است؛ ج)قلبي كه از حبّ دنيا،دور است؛ د)قلبي كه در برابر خداوند، خاشع است؛ ه)قلبي كه هم با ياد خداوند آرام مي گيرد:(ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب) و هم از قهر او مي ترسد: (اذا ذُكر الله وَجِلَت قلوبهم)، همانند كودكي كه هم به والدين آرام مي گيرد و هم از آنان حساب مي برد. البته صاحب قلب سليم گاهي مرتكب گناه مي شود كه پس از توجه به انحراف وخلاف، توبه و انابه كرده و به سوي خدا باز مي گردد. که در قرآن به ((قلب منيب)) تعبير شده است. ويژگي هاي قلب مريض الف) انكار: (قلوبهم منكره)؛ ب) تعصّب: (في قلوبهم الحميه)؛ ج) انحراف: (صرف الله قلوبهم)؛ د) قساوت: (فويلٌ للقاسيه قلوبهم)؛ ه) مرده دلي: (لاتسمعُ الموتي)؛ و) زنگار: (بل ران علي قلوبهم)؛ ز) مرض: (في قلوبهم مرض)؛ ح) دلتنگ: (يجعل صدره ضيّقاً)؛ ط) طبع: (طبع الله عليها بكفرهم)؛ ي) فتنه انگيزي: (يتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه). برخی از سیمای منافقان در قرآن 1) دروغگویی: {وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آَمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآَخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ} (8) 2) فریبکاری: {يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آَمَنُوا} (9) 3) بیماردلی: {فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ} (10) 4) فسادگری: {وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ} (11) 5) بیخردی [و بی دانشی]: {لَا يَشْعُرُونَ} (12) {لَا يَعْلَمُونَ} (13) 6) تحقیر مؤمنان: {قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آَمَنَ السُّفَهَاءُ} (13) 7) دوچهرگی: {إِذَا لَقُوا الَّذِينَ آَمَنُوا قَالُوا آَمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ} (14) 8) سردرگمی: {اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ} (15) 9) دینفروشی: {أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَى} (16) بخش دوم آَيَات: نشانهها خَلَقَ: آفرید تُرَابٍ: خاک تَنْتَشِرُونَ: پراکنده میشوید أَنْفُس: خودتان تَسْكُنُوا: آرامش یابید جَعَلَ: قرار داد مَوَدَّةً: مهربانی يَتَفَكَّرُونَ: میاندیشند السَّمَاوَاتِ: آسمانها الْأَرْضِ: زمین اخْتِلَافُ: تفاوت أَلْسِنَة: زبانها أَلْوَان: رنگها الْعَالَمِينَ: جهانیان مَنَامُ: خواب اللَّيْلِ: شب النَّهَارِ: روز ابْتِغَاء: به دستآوردن يَسْمَعُونَ: میشنوند يُرِي: نشان داد يُنَزِّلُ: نازل میکند مَاءً: آب يُحْيِي: زنده میکند مَوْتِ: مرگ يَعْقِلُونَ: میفهمند تَقُومَ: برپا میشود دَعَا: فرا میخواند تَخْرُجُونَ: خارج میشوید 1) آفرینش انسان از خاک {وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ} «از نشانههاى او اين است كه شما را از خاك آفريد، سپس بناگاه انسانهايى شديد و در روى زمين گسترش يافتيد.» 2) مودت و رحمت میان همسران {مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً} «از نشانههاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد.» پیامها: 1. زن و مرد از یک جنساند و ارزش انسانی یکسان دارند. 2. همسران باید مایة آرامش هم باشند. 3. مودت (حب قلبی) + رحمت (خدمت عملی) = زندگی 3) اختلاف رنگها در آفرینش {مِنْ ءَايَاتِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوَانِكمُْ} «از نشانههاى قدرت اوست آفرينش آسمانها و زمين، و اختلاف زبانها و رنگهايتان.» 4) آسایش شب و تلاش روز {مِنْ ءَايَاتِهِ مَنَامُكمُ بِالَّيْلِ وَ النهََّارِ وَ ابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ} «از نشانههاى قدرت او خوابيدن شماست در شب و روز و به طلب روزى برخاستن شماست.» 5) بارش و رویش {مِنْ ءَايَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبرَْقَ خَوْفًا وَ طَمَعًا وَ يُنزَِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَيُحْىِ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا} «از نشانههاى قدرت اوست كه برق را به قصد بيم و اميد، به شما مىنماياند. و از آسمان باران مىفرستد تا زمين مرده را بدان زنده سازد.» 6) فراخوان عمومی در قیامت {مِنْ ءَايَاتِهِ أَن تَقُومَ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثمَُّ إِذَا دَعَاكُمْ دَعْوَةً مِّنَ الْأَرْضِ إِذَا أَنتُمْ تخَْرُجُونَ} «از نشانههاى قدرت اوست كه آسمان و زمين به فرمان او برپاى ايستادهاند. سپس شما را از زمين فرا مىخواند و شما از زمين بيرون مىآييد.» بخش سوم وَجَدَ: پیدا کرد آَتَيْنَا: داده بودیم عِنْد / لَدُن: نزد عَلَّمْنَا: آموخته بودیم قَالَ: گفت أَتَّبِعُ: همراهی کنم تُعَلِّمَنِ: بـه من بیاموزی عُلِّمْتَ: آموخته شدی لَنْ تَسْتَطِيعَ: نمیتوانی لَمْ تُحِطْ: احاطه نداری خُبْرًا: آگاهی کامل تَجِدُ: مییابی لَاأَعْصِي: مخالفتنمیکنم لَا تَسْأَلْ: نپرس أُحْدِثَ: آغاز کنم ذِكْرًا: سخن انْطَلَقَا: راه افتادند رَكِبَا: سوار شدند السَّفِينَةِ: کَشتی خَرَقَ: سوراخ کرد تُغْرِقَ: غرق کنی إِمْرًا: ناروا لَمْ أَقُلْ: نگفتم لَاتُؤَاخِذْ: بازخواست نکن نَسِيتُ: فراموش کردم لَا تُرْهِقْ: سخت نگیر عُسْرًا: سخت لَقِيَا: ملاقات کردند زَكِيَّةً: بیگناه نُكْرًا: اشتباه لَاتُصَاحِبْ:همراهی نکن بَلَغْتَ عُذراً: عذر داری أَتَيَا: رسیدند قَرْيَةٍ: روستا اسْتَطْعَم: غذا خواستند أَبَوْا: سر باز زدند أَنْ يُضَيِّفُوا:میهمانی کنند جِدَارًا: دیوار أَنْ يَنْقَضَّ: فرو بریزد أَقَامَ: برپا کرد اتَّخَذْتَ: میگرفتی أُنَبِّئُ: خبر میدهم لَمْ تَسْتَطِعْ: نتوانستی الْبَحْرِ: دریا أَرَدْتُ: خواستم أَعِيبَ: معیوب کنم وَرَاءَ: پشتِسر مَلِكٌ: پادشاه الْغُلَامُ: کودک أَبَوَا: پدر و مادر خَشِينَا: ترسیدیم أَنْ يُرْهِقَ: بکِشاند أَنْ يُبْدِلَ: جایگزین کند زَكَاةً: پاکتر أَقْرَبَ رُحْمًا: مهربانتر غُلَامَيْنِ: دو بچه أَنْ يَبْلُغَا: برسند أَشُدَّهُمَا: بلوغشان يَسْتَخْرِجَا:بیرون بیاورند كَنْزَ: گنج 1) در جستجوی استاد {فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْما} «بندهاى از بندگان ما را يافتند كه رحمت (و موهبت عظيمى) از سوى خود به او داده، و علم فراوانى از نزد خود به او آموخته بوديم.» 2) دانش سودمند و رشدآفرین {قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدا} «موسى به او گفت: آيا از تو پيروى كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده و مايه رشد و صلاح است، به من بياموزى؟» 3) شکیبایی در راه علم سوراخ کردن کشتی برای دفع افسد به فاسد؛ گرفتن جان نوجوان برای جلوگیری از انحراف؛ ساختن دیوار یتیمان برای حفظ مال یتیم. بخش چهارم اُعبُدُوا: بپرستید لَعلَکم: تا باشید تتقون: اهل تقوا شوید یَأتِی: بیاید اِستَعِینُوا: کمک بگیرید یُخَادِعُون:فریب میدهند کُسَالی: با کسالت یُرِیدُ: میخواهد یَصُدُّ: باز دارد مُنتَهُون: دست برمیدارید مَکَّنّا: به قدرت برسانیم عَاقِبَة: پایان اُتلُ: تلاوت کن اُوحِیَ: وحی شده است تَنهَی: بازمیدارد تَصنَعُون: انجام میدهید سَلَکَ: روانه کرد سَقَر: دوزخ لَم نَکُ: نبودیم نُطعِمُ: غذا بدهیم الْحَمْدُ: سپاس لِلَّهِ: برای خدا رَبِّ: پروردگار الْعَالَمِينَ: جهانیان الرَّحْمَان:بخشندةهمگان الرَّحِيمِ: بخشندة مؤمنان مَالِكِ: صاحب يَوْمِ الدِّينِ: روز پاداش إِيَّاكَ: فقط تو را نَعْبُدُ: میپرستیم نَسْتَعِينُ: کمک میگیریم اهْدِنَا: هدایت کن ما را الصِّرَاطَالْمُسْتَقِيمَ:راهراست أَنْعَمْتَ: نعمت دادی الْمَغْضُوبِ:غضبشدگان الضَّالِّينَ: گمراهان قُلْ: بگو أَحَدٌ: یگانه الصَّمَدُ: بینیاز لَمْ يَلِدْ: نزاییده لَمْ يُولَدْ: زاییده نشده لَمْيَكُنْ لَهُ: نیست برایش كُفُوًا: همتا مَا أَدْرَاكَ: نمیدانی أَلْفِ شَهْرٍ: هزار ماه تَنَزَّلُ: فرود میآیند إِذْنِ: اجازه مَطْلَعِ الْفَجْرِ: طلوع فجر پرستش و نیایش عبادت عامل تقوا و پاکی است: {اعبُدُوا رَبَّکُمُ ... لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ} (بقره/21) [پروردگارتان را ... پرستش کنید؛ تا اهل تقوا شوید.] عبادات دارای سه نوع شرط هستند، که عبارتند از: الف) شرط صحّت (مانند طهارت در نماز)؛ [یعنی اگر این موارد رعایت نشود، باید عبادت را دوباره انجام داد] ب) شرط قبولی (مانند تقوی در نماز)؛ [یعنی اگر این موارد رعایت شود، مورد قبول خداوند قرار میگیرد، اما در صورتی که رعایت نشود، نیازی به تکرار عبادت نیست] ج) شرط کمال (مانند خضوع و خشوع در نماز). راهِ افزایشِ معرفت و عبادت توجه به چند چیز انسان را به عبادت وا میدارد: 1. توجّه به نعمتهای او؛ 2. توجّه به فقر و نیاز خود؛ 3. توجّه به آثار و برکات عبادت؛ 4. توجّه به آثار سوء ترک عبادت. جایگاه ویژة نماز در میان عبادات یاری رسان: {اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعينَ} (بقره: 45) [از صبر و نماز يارى جوييد (و با استقامت و مهار هوسهاى درونى و توجه به پروردگار، نيرو بگيريد) و اين كار، جز براى خاشعان، گران است] میزان سنجش ایمان: {إِنَّ المُنَافِقِینَ ... إِذَا قَامُوا إِلَی الصَّلَوهِ قَامُوا کُسَالَی یُرَآءُونَ النَّاسَ} (نساء / 142) [همانا منافقان ... هرگاه به نماز ایستند با کسالت ایستند، آن هم برای خودنمایی نزد مردم] تعطیلی نماز، هدفِ شیطان: {إِنَّمَا یُرِیدُ الشَّیطَانُ أن ...َ یَصُدَّکُم ... عَنِ الصَّلَوهِ} (مائده / 91) [همانا شیطان میخواهد ... شما را از ... نماز باز دارد] بازدارندة از گناه: {إِنَّ الصَّلَوهَ تَنهَی عَنِ الفَحشَآءِ وَ المُنکَرِ} (عنکبوت / 45) [آنچه از کتاب آسمانی به تو وحی شده تلاوت کن و نماز را به پادار، که همانا نماز (انسان را) از فحشا و منکر باز میدارد و یاد خدا بزرگتر است و خداوند آنچه را انجام میدهید میداند] وسیلة نجات از دوزخ: {مَا سَلَکَکُم فِی سَقَرَ * قَالُوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلِّینَ} (مدثّر / 42-44) [(بهشتیان از دوزخیان میپرسند:) چه چیز شما را روانه دوزخ کرد؟ گویند: ما از نمازگزاران نبودیم] نخستین هدف حکومت صالحان: {ألَّذِینَ إن مَّکَّنَّاهُم فِی الأرضِ أقَامُوا الصَّلَوهَ وَ ءَاتَوُا الزَّکَاهَ وَ أمَرُوا بِالمَعرُوفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ} (حج / 41) [کسانی که اگر آنان را در زمین به قدرت رسانیم، نماز به پا میدارند و زکات میدهند و (دیگران را) به خوبیها دعوت میکنند و از بدیها باز میدارند] با توجه به اهمیت امر به معروف و نهی از منکر در ادامه شرایط وجوب امر به معروف و نهی از منکر ذکر میشود: شرط امر و نهی کننده: باید معروف و منکر را درست بشناسد. شرایط امر و نهی شونده: 1) مصمم به تکرار گناه باشد. 2) در ارتکاب این کار، عذر شرعى یا عقلى نداشته باشد. شرایط وجوب: 1) احتمال عقلایی بدهیم که امر و نهی در او تأثیر میگذارد. 2) در امر و نهی مفسدة جانی یا مالی یا آبرویی نباشد. شرایط معروف و منکر: در واجبات و محرمات، امر و نهی واجب کفایی است. درسهای تربیتی سورة حمد 1) با گفتن( بسم ﷲ ) از غیر خدا قطع امید میکنی. 2) با (رب العالمین) و (مالک یوم الدین) خود خواهی و غرور را کنار بگذار. 3) (عالمین) میان تو و تمام هستی ارتباط برقرار میکند. 4) (الرحمان و الرحیم) تو را در سایة لطف او وارد میکند. 5) (مالک یوم الدین) غفلت از آینده را میزداید. 6) ( ایاک نعبد) ریا و شهرت طلبی را زایل میکند. 7) با (ایاک نستعین) از ابرقدرتها نترس. 8) از (انعمت) میفهمی که نعمتها با دست اوست. 9) با (اهدنا) حرکت در مسیر حق را درخواست کن. 10) در (صراط الذین انعمت علیهم) همبستگی خود را با پیروان حق را اعلام میکنی. 11) با (غیر المغضوب علیهم و لا الضالین) بیزاری از اهل باطل را ابراز مینمایی. بخش پنجم تا هشتم مُعْرِضُونَ:رویگرداناند فَاعِلُونَ: میپردازند حَافِظُونَ: حفظ میکنند رَاعُونَ: رعایت میکنند هَوْنًا: تواضع یبِیتُونَ:شبزندهدارند اصْرِفْ: دور کن لَمْیسْرِفُوا:اسرافنمیکنند لَمْیقْتُرُوا:بُخل نمیورزند بَینَ ذَلِک قَوَامًا: میانه رو لَا یقْتُلُونَ: نمیکشند حَرَّمَ: حرام کرد یوفُونَ: وفا میکنند لَا ینْقُضُونَ: نمیشکنند یَصِلُونَ: وصل میکنند ابْتِغَاءَ: طلب یدْرَءُونَ: پاسخ میدهند لَا تَقْرَبُوا: نزدیک نشوید مُحْصَنَاتٍ: پاکدامن مُسَافِحَاتٍ: زنا کار لامُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ: دوست پسر نمیگیرند لَا تَقْفُ: پیروی نکن الْمُبَذِّرِینَ: اسرافکاران لَا تَمْشِ: راه نرو مَرَحًا: تکبر ویژگی مؤمنان فروتنی در نماز: {هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ} فرار از کار بیهوده: {هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ} اموال پاکیزه: {هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ} پاکدامنی: {هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ} وفای به عهد: {هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ} سیمای بندگان خاص فروتنی: {یمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا} شبزندهداری و نیایش: {یبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ} هراس از دوزخ: {یقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ} میانهرو: {لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکانَ بَینَ ذَلِک قَوَامًا} حفظ حریم دیگران: {لَا یقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ} سیمای خردمندان وفای به عهد: {یوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَلَا ینْقُضُونَ الْمِیثَاقَ} حفظ پیوندهای خانوادگی: {یصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ} پایداری: {صَبَرُوا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ} نیکوکاری: {یدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّیئَةَ} صبر: {سَلَامٌ عَلَیکمْ بِمَا صَبَرْتُمْ} نیکی به والدین: {بِالْوَالِدَینِ إِحْسَانًا ... فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ} حفظ اموال یتیمان: {لَا تَقْرَبُوا مَالَ الْیتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ} پرهیزازروابط نامشروع:{مُحْصَنَاتٍ غَیرَمُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ} پرهیز از گمانِ بد: {لَا تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ} پرهیز از اسراف: {إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ} پرهیز از تکبر: {لَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا}
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ ساعت 22:39 توسط سید مهدی نریمانی زمان آبادی
|
اینجا می نویسم تا با کمک شما؛ دامنۀ اطلاعات مان از مذهب، حقیقت دین، شیعه و ... بیشتر شود. البته که شاید گریزی هم بزنم؛ چون کشکول و طنز و خواندنی های دیگر. اما مقصد یک جاست: افزایش آگاهیمان و بازخورد برخی حرفها در دنیای مجازی. و مقصود: اوست که بهانۀ خلقت است.