چندی پیش کارشناس گروه فقه، پیشنهاد تشکیل چند کارگروه میانِ حلقه های علمی دفتر تبلیغات ارائه کرد.
قرار شد رئیس کارگروههای فقه و قرآن و همچنین فقه و حدیث با من باشد، چند روزی طول کشید تا موضوعات مختلفی برای این دو رشته، گردآوری شد.
در ادامۀ مطلب، مقدمه ای بر رابطۀ فقه و قرآن آورده ام.
روز چهارشنبه، آیت الله مرتضوی، توی درس اخلاق که آخر هر هفتۀ درس خارج فقه برگزار می شه؛ در مورد امام سجاد علیه السلام، چنین خواند:
زهری: هیچ کس با علی بن حسین (امام سجاد علیه السلام) دشمن نبود، همانطور که با او دوست نبودند.
ایشان در توضیح دو ادعای زهری چنین فرمود:
دشمن نبودن: امام علیه السلام خیلی اهل مدارا و چشم پوشی و گذشت و عفو بودند؛ به همین خاطر با هیچ کس درگیر نمی شدند، چه حکومتی چه مردمی.
دوست نبودن: هیچ کسی با ایشان دوستی واقعی نداشت، چون فضائل و کرامتهای آن امام بزرگ، آنقدر زیاد بود که یاران نیز به جای غبطه خوردن، به مقام ایشان حسادت می ورزیدند.
حالا نمی دونم، سخن زهری درسته یا نه؟! اما اگر تکۀ دوم سخنش واقعی و درست باشه؛ نشانگر مظلومیت آن امام است.
امامی که در میان شیعیان ایرانی با نام ((امام بیمار)) معرفی شده است؛ در میان شیعیان دیگر کشورها نیز جایگاه واقعی ایشان، مخفی مانده است.
پیشوایی که معارف بلند خاندان نبوت را در دعا؛ عرضه کرده است. دعایی که امروزه به عنوان بهترین راه برای وصول به معارف حقۀ الهی مورد توجه پژوهشگران و دانشمندان و روشنفکران جهان اسلام قرار گرفته است.
چند وقت پیش آیت الله ربانی بیرجندی اشکالاتی به علامه حلی وارد کرد، شاید جالب باشد که بدانیم؛
ایشان به چند حدیث در مورد مدارای با مردم اشاره کرد که دو تای آنها خیلی جالب بود؛
پیامبر اکرم (ص): خداوند مرا به مدارای با مردم دستور داد همانطور که مرا به ادای فرائض امر کرده بود.
امام صادق (ع) به مردی فرمود؛ شنیده ام کسی که امیر المومنین علیه السلام را سب کند، دماغش را می بری؟!
عرض کرد: بلی. خانم من هم همینطور است.
امام صادق (ع):من اگر کسی امیر المومنین (ع) را سب کند، طوری وانمود می کنم که نشنیده ام؛ و بعد از آن به او سلام می کنم.
وقتی امتحانِ گرانسگ بدایة الحکمة را دادم، دست به قلم شدم.
برای تأیید مطالبم به دنبال حدیث بودم که ناگاه حدیثی چشمم را خیره کرد.
((سه نفر از بدترین مردمان هستند، آن کس که ظلم می کند و آن کس که ظالم را یاری رساند و آن کسی که ظلم را می پذیرد)).
مو بر بدنم سیخ شد، گفتم: شاید ما هم جزء یکی از این سه دسته باشیم، ای کاش ما جزء بی خبران از ظلم و بیداد و ستم باشیم، که نه ظالم باشیم و نه منظلم و نه معین بر ظلم.